پایان یک توهم امنیتی؛ قتل ابو شباب و فروپاشی پروژه جایگزینسازی اشغالگران در غزه
ارسال شده: یکشنبه فوریه 15, 2026 4:36 am
پایان یک توهم امنیتی؛ قتل ابو شباب و فروپاشی پروژه جایگزینسازی اشغالگران در غزه
طه عبدالعزیز
با گذشت ماه هشتم از جنگ نسلکشی علیه نوار غزه و همزمان با آغاز یورش زمینی رژیم صهیونیستی به رفح در مه ۲۰۲۴، فرماندهی امنیتی اشغالگران به طرحی متوهمانه روی آورد؛ توهمی که بر پایه بهکارگیری گروهی از سارقان، زندانیان فراری و افراد فاقد صلاحیت شکل گرفت. این افراد که نه دانشی فراتر از نوشتن نام خود داشتند و نه انگیزهای جز کینهتوزی نسبت به ساختاری که سالها رفتار جنایی و قاچاق مواد مخدرشان را مهار کرده بود، ناگهان در ذهن مقامات اشغالگر به «گزینهای احتمالی» برای اداره غزه در روز پس از جنگ تبدیل شدند.
تلاش “اسرائیل” برای جایگزینسازی یک باند تبهکار
پرونده «ابو شباب» ابتدا در اختیار افسران عملیاتی ارتش قرار گرفت و سپس سطح امنیتی رژیم تلاش کرد این گروه را به عنوان جایگزینی ارزان قیمت برای یگان «عوکیتس» بهکار گیرد. افراد این باند با دریافت یک سپر و خودروی سبک ATV مأمور بازرسی منازل و شناسایی تلههای انفجاری شدند تا میزان خسارات ارتش در عملیات زمینی کاهش یابد.
پس از اجرای آتشبس ژانویه ۲۰۲۵، اشغالگران استقرار این باندها را در نزدیکی نیروهای خود مجاز دانستند و برای آنان پوشش آتش فراهم کردند. همین روند منجر به تلاشهایی برای بازآرایی و پاکسازی چهره این تشکیلات تبهکار شد تا در قالب نیرویی محلی و شبه امنیتی معرفی شوند.
پروژهای ساختگی با عنوان «مبارزه با تروریسم»
با نقض توافق ژانویه و ازسرگیری جنگ در ماه مارس، ابو شباب با حضور ناگهانی در شبکههای اجتماعی ـ آن هم محتوایی که توانایی نوشتنش را نداشت ـ به عنوان مهره جدید اشغالگران معرفی شد. اما مقاومت فلسطین در جریان عملیات «سنگهای داود»، این ابزار تازه را هدف قرار داده و دامنه فعالیت آن را برای جلوگیری از تکرار مدل در مناطق دیگر به شدت محدود کرد.
آگاهی اجتماعی بالای مردم غزه نیز نقش مهمی در ناکامی پروژه اسرائیلی ایفا کرد و ابتکار جدید دستگاه امنیتی رژیم صهیونیستی—که شاباک امید داشت از آن برای ایجاد نیروی جایگزین استفاده کند—به سرعت بیاثر شد. اشغالگران حتی تلاش کردند ابو شباب را شریک میدانی نهادی آمریکایی موسوم به «مؤسسه انسانی غزه» کنند تا از آن به عنوان اهرم فشار غذایی و امنیتی علیه مردم استفاده کنند؛ تلاشی که هرگز به ثمر نرسید.
کشته شدن ابو شباب و سردرگمی رسانهای “اسرائیل”
پس از اعلام کشته شدن ابو شباب، رسانههای عبری تحت سانسور نظامی روایات متناقضی منتشر کردند؛ از ادعای درگیری خانوادگی تا نسبت دادن قتل او به اعضای همان باند. همزمان، منابع امنیتی رژیم صهیونیستی به انتقاد از سرمایهگذاریهای شکست خورده و تکیه بر باندهای تبهکار برای پیشبرد پروژه سیاسی در غزه پرداختند؛ انتقادهایی که بیشتر برای فرار از مسئولیت شکستهای امنیتی مکرر مطرح شد.
فروپاشی کامل پروژه “اسرائیل” برای جایگزینی مقاومت
ترور ابو شباب نقطه پایان یک توهم امنیتی بود. اشغالگران بار دیگر در تحمیل مزدوران خود به عنوان حاکمان غزه شکست خوردند، نتوانستند از آنها محافظت کنند و در نهایت مجبور شدند بپذیرند که پروژه «جایگزینسازی حماس» با یک باند مزدور وابسته، کاملاً فروپاشیده است. مردم غزه نیز این شکست را با توزیع شیرینی و شلیک شادی در هوا جشن گرفتند.
کشته شدن ابو شباب نه تنها یک مهره امنیتی را از صحنه حذف کرد، بلکه سندی بر ناکارآمدی راهبرد رژیم صهیونیستی در ساختن جایگزینهای مصنوعی برای مقاومت و ناتوانی آن در مهار اراده مردم غزه بود.
طه عبدالعزیز
با گذشت ماه هشتم از جنگ نسلکشی علیه نوار غزه و همزمان با آغاز یورش زمینی رژیم صهیونیستی به رفح در مه ۲۰۲۴، فرماندهی امنیتی اشغالگران به طرحی متوهمانه روی آورد؛ توهمی که بر پایه بهکارگیری گروهی از سارقان، زندانیان فراری و افراد فاقد صلاحیت شکل گرفت. این افراد که نه دانشی فراتر از نوشتن نام خود داشتند و نه انگیزهای جز کینهتوزی نسبت به ساختاری که سالها رفتار جنایی و قاچاق مواد مخدرشان را مهار کرده بود، ناگهان در ذهن مقامات اشغالگر به «گزینهای احتمالی» برای اداره غزه در روز پس از جنگ تبدیل شدند.
تلاش “اسرائیل” برای جایگزینسازی یک باند تبهکار
پرونده «ابو شباب» ابتدا در اختیار افسران عملیاتی ارتش قرار گرفت و سپس سطح امنیتی رژیم تلاش کرد این گروه را به عنوان جایگزینی ارزان قیمت برای یگان «عوکیتس» بهکار گیرد. افراد این باند با دریافت یک سپر و خودروی سبک ATV مأمور بازرسی منازل و شناسایی تلههای انفجاری شدند تا میزان خسارات ارتش در عملیات زمینی کاهش یابد.
پس از اجرای آتشبس ژانویه ۲۰۲۵، اشغالگران استقرار این باندها را در نزدیکی نیروهای خود مجاز دانستند و برای آنان پوشش آتش فراهم کردند. همین روند منجر به تلاشهایی برای بازآرایی و پاکسازی چهره این تشکیلات تبهکار شد تا در قالب نیرویی محلی و شبه امنیتی معرفی شوند.
پروژهای ساختگی با عنوان «مبارزه با تروریسم»
با نقض توافق ژانویه و ازسرگیری جنگ در ماه مارس، ابو شباب با حضور ناگهانی در شبکههای اجتماعی ـ آن هم محتوایی که توانایی نوشتنش را نداشت ـ به عنوان مهره جدید اشغالگران معرفی شد. اما مقاومت فلسطین در جریان عملیات «سنگهای داود»، این ابزار تازه را هدف قرار داده و دامنه فعالیت آن را برای جلوگیری از تکرار مدل در مناطق دیگر به شدت محدود کرد.
آگاهی اجتماعی بالای مردم غزه نیز نقش مهمی در ناکامی پروژه اسرائیلی ایفا کرد و ابتکار جدید دستگاه امنیتی رژیم صهیونیستی—که شاباک امید داشت از آن برای ایجاد نیروی جایگزین استفاده کند—به سرعت بیاثر شد. اشغالگران حتی تلاش کردند ابو شباب را شریک میدانی نهادی آمریکایی موسوم به «مؤسسه انسانی غزه» کنند تا از آن به عنوان اهرم فشار غذایی و امنیتی علیه مردم استفاده کنند؛ تلاشی که هرگز به ثمر نرسید.
کشته شدن ابو شباب و سردرگمی رسانهای “اسرائیل”
پس از اعلام کشته شدن ابو شباب، رسانههای عبری تحت سانسور نظامی روایات متناقضی منتشر کردند؛ از ادعای درگیری خانوادگی تا نسبت دادن قتل او به اعضای همان باند. همزمان، منابع امنیتی رژیم صهیونیستی به انتقاد از سرمایهگذاریهای شکست خورده و تکیه بر باندهای تبهکار برای پیشبرد پروژه سیاسی در غزه پرداختند؛ انتقادهایی که بیشتر برای فرار از مسئولیت شکستهای امنیتی مکرر مطرح شد.
فروپاشی کامل پروژه “اسرائیل” برای جایگزینی مقاومت
ترور ابو شباب نقطه پایان یک توهم امنیتی بود. اشغالگران بار دیگر در تحمیل مزدوران خود به عنوان حاکمان غزه شکست خوردند، نتوانستند از آنها محافظت کنند و در نهایت مجبور شدند بپذیرند که پروژه «جایگزینسازی حماس» با یک باند مزدور وابسته، کاملاً فروپاشیده است. مردم غزه نیز این شکست را با توزیع شیرینی و شلیک شادی در هوا جشن گرفتند.
کشته شدن ابو شباب نه تنها یک مهره امنیتی را از صحنه حذف کرد، بلکه سندی بر ناکارآمدی راهبرد رژیم صهیونیستی در ساختن جایگزینهای مصنوعی برای مقاومت و ناتوانی آن در مهار اراده مردم غزه بود.